پشت پرچین خیال
چشم ها را شستم جور دیگر دیدم باز هم فرقی نکرد تو همان بودی که باید دوست داشت..
من دیگر کشش خداحافظی ندارم مرا ببخش که جواب سلامت را نمی دهم..
تو اگر نگران حال من بودی نمی رفتی... می ماندی، گاهی فقط گاهی، بایک نگاه با یک نفس شاید، مواظبم بودی..
اگر صدبار دلم را بشکند دوست.. دل شکسته ی من خانه ی اوست...
دوباره سیب بچین حوا... من خسته ام بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند..!!
اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی ، تضمینی بر این نیست که اون هم همین کارو بکنه ... گابریل گارسیا مارکز ...
نه تو، که اینهمه بد نقش آدمهای خوب را بازی میکنی
خدایا... تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم یکی از گریه های شیرین کودکیم راپس بده...!!
آرزوی خیلــــــــی ها بودم
امـــّـــا اسیر قدرنشناسی یک نفر شدم
آنچه که تعیین میکند
بمانم یا بروم
نگاه توست...
نگاهم کن!
خودم تکلیفم را می فهمم...
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست؛
اما...
نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست!
حالا هر آنچه در زندگي من است تاريخ دار شده ....
قبل از "تو".... بعد از "تو"....
وقتي در لحظات بيداري ام حضور نداري !
اما ...
تـو صدایـم کن
بـرمـی گـــــــردم !!!
هر وقت شک می کنم به عشق، به خنده، به مهر، به گرما، حتی به خاک!
هر وقت گم می کنم راهم را، آسمان را، حتی خودم را!
به مادرم نگاه می کنم
هر لحظه که نباشی غروب جمعه است..
و بی اعتنایی نگاه ِ تو نیست،
ساعت به چه کار ِ من می آید؟
می خواهم به سرعت ِ پروانه ها پیر شوم!
نه
اما به خدا تمام این خنده های خام بی خیال
به یک تبسم کوتاه دیدار چهارشنبه ها نمی ارزند
| Design By : Night Skin |